تبلیغات
هر هفته با مطالبی متنوع

هر هفته با مطالبی متنوع

اگر عشقی احساس نمی‌كنی؛ تظاهر نكن، سعی نكن نمایش بدهی كه عاشقی حتی اگر خشمگینی بگو كه خشمگین هستی و باش ولی حقیقی باش.

زوج خوشبخت

روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختیشونو)بفهمند سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟ شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم اونجا برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خوب بود. ولی اسب همسرم به نظر یه کم سركش بود. سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو از زین انداخت همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب كرد و گفت : " این بار دومته "‌و بعد سوار اسب شد و راه افتادیم. وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت ؛ همسرم  خیلی با آرامش تفنگشو از کیف در آورد و با آرامش شلیك كرد و اون اسب رو كشت.سر همسرم داد كشیدم و گفتم : " چیكار كردی روانی؟دیوونه شدی؟حیوون بیچاره رو چرا كشتی؟" همسرم یه نگاهی به من کرد وگفت " این بار اولته


جمعه 19 فروردین 1390 | نظرات ()

یــــک تـسـت روانشناسی مهم!

یــــک تـسـت روانشناسی مهم!

 


یک زن در مراسم ختم مادر خود، مردی را می بیند که قبلا او رانمی شناخت.

او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است.

او با خود گفت او همان مرد رویایی من است.

 

و در همان جا عاشق او می شود.

اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند.

چند روز بعد او خواهر خود را می کشد.

 

به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

 

 

 

 

   

 

 

این تست در سال 2005 پس از 2 سال تحقیق در امریکا انجام شده است

 

 

اداره کل فدرال امنیت امریکا از تمامی نفراتی که در این تست شرکت کرده بودند (نفرات به صورت رندوم از میان افراد جامعه برای این تست انتخاب شده اند) درخواست کرده است تا با نفراتی که جواب سوال را به صورت صحیح داده اند مراوده نداشته و تمامی نفراتی که جواب صحیح داده اند موظفند هفته ای یک بار در محل های از پیش تعیین شده که از سوی پلیس معرفی شده است خود را به ماموران معرفی نمایند.همچنین با تعبیه تجهیزات الکترونیکی پیشرفته کلیه حرکات این افراد در محدوده ای از پیش تعیین شده این افراد که از سوی پلیس معین شده است (شعاع 50کیلومتری از محل سکونت) کاملا تحت کنترل می باشد و افراد برای خارج شدن از این محدوده باید از پلیس با ذکر هدف از رفتن به محلی که بیش از 50 کیلومتر با محل زندگی آنها فاصله دارد هماهنگ نمایند

همچنین پاسخ دهندگان صحیح از زمان انجام تست تحت معاینات شدید روانشناسی هر ماهه شده اند و از مسافرت این افراد به برخی از مناطق کشور آمریکا جلوگیری می شود

چرا؟

اداره امنیت آمریکا این تست را برای جانیان و قاتلان سریالی این کشور نیز انجام داد نتیجه این که 100 درصد افراد جانی و قاتلان سریالی به این تست پاسخ صحیح داده اند بنابراین در علم روانشناسی مبحثی به نام psychopath در خصوص این افراد به بحث گذاشته شد نتیجه اینکه تمام نفراتی که پاسخ صحیح داده اند به طور بالقوه امکان تبدیل شدن به جانی و آدم کش سریالی را دارا هستند. بنابراین فصل مشترک این افراد با قاتلان سریالی همان انگیزه قتل و لذت بردن از خونریزی و ادم کشی می باشد.

پاسخ سوال:

در ادامه مطلب....
 


ادامه مطلب
دوشنبه 8 فروردین 1390 | نظرات ()

سنجش عملکرد

سنجش عملکرد


پسر كوچكی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دكمه های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.
مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش می داد.
پسرك پرسید: خانم، می توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟
زن پاسخ داد: كسی هست كه این كار را برایم انجام می دهد !
پسرك گفت: خانم، من این كار را با نصف قیمتی كه او می دهد انجام خواهم داد!
زن در جوابش گفت: كه از كار این فرد كاملا راضی است.
پسرك بیشتر اصرار كرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می كنم. در این صورت شما در یكشنبه زیباترین چمن را در كل شهر خواهید داشت.
مجددا زن پاسخش منفی بود.
پسرك در حالی كه لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.
مغازه دار كه به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینكه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم كاری به تو بدهم.
پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را می سنجیدم.
من همان كسی هستم كه برای این خانم كار می كند !

آیا ما هم میتوانیم چنین خود ارزیابی از كار خود داشته باشیم؟



شنبه 6 فروردین 1390 | نظرات ()

انیشتین و راننده اش

انیشتین و راننده اش


انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود كمك می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می كرد بلكه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریكه به مباحث انیشتین تسلط پیدا كرده بود!
یك روز انیشتین در حالی كه در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت كه خیلی احساس خستگی می كند...!
راننده اش پیشنهاد داد كه آنها جایشان را عوض كنند و او جای انیشتین سخنرانی كند چراكه انیشتین تنها در یك دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی كه سخنرانی داشت كسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند.
انیشتین قبول كرد، اما در مورد اینكه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می كند، كمی تردید داشت.
به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درآمد.
دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند كه حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد.
سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی كه معلومات به ظاهر "راننده اش" باعث شگفتی حضار شد.



جمعه 5 فروردین 1390 | نظرات ()

آموخته ام که ...

 

آموخته ام که وقتی عاشقم ، عشق در ظاهرم نیز نمایان می شود.
 
آموخته ام که عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت .
 
آموخته ام که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشقش شویم .
 
آموخته ام که این عشق است که زخم ها را شفا میدهد ، نه زمان .
 
آموخته ام که تنها کسی مرا شاد میکند ، که بمن میگوید « تو مرا شاد کردی »
 
آموخته ام که گاهی مهربان بودن بسیار مهمتر از درست بودن است .
 
آموخته ام که مهم بودن خوبست ولی خوب بودن مهمتر است .
 
آموخته ام که هرگز نباید به هدیه ای که از طرف کودکی داده میشود « نه » گفت .
 
آموخته ام که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمکش نیستم ، دعا کنم .
 
آموخته ام که زندگی جدیست ولی ما نیاز به «دوستی» داریم که لحظه ای با او از جدی بودن دور باشیم .
 
اموخته ام که تنها چیزی که یک شخص میخواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او و قلبی برای فهمیدنش.
 
آموخته ام که زیر پوست سخت همه افراد کسی وجود دارد که خوشحال شود و دوست داشته باشد.
 
آموخته ام که خدا همه چیز را در یک روز نیافرید ، پس من چگونه میتوانم همه چیز را در یک روز بدست آورم .
 
آموخته ام که چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد.
 
آموخته ام که وقتی با کسی روبرو میشویم ، انتظار لبخندی از سوی ما دارد.
 
آموخته ام که لبخند ارزانترین راهی است که میتوان با آن نگاه را وسعت بخشید .
 
آموخته ام که باد با چراغ خاموش کاری ندارد.
 
آموخته ام که به چیزی که دل ندارد نباید دل بست .
 
آموخته ام که خوشبختی جستن آن است نه پیدا کردن آن .
 
و آموخته ام که قطره دریاست ، اگر با دریاست .
 و آموخته ام که عشق ،  مهربانی ، گذشت ، صداقت و بلند نظری خصلت انسانهای انسان است

 



یکشنبه 29 اسفند 1389 | نظرات ()

سی و یك روز جادویی

شما قادرید تنها در 31 روز كاری كنید كه موفقیت مثل موم در دستانتان نرم شود

 

و شما را در بهترین ها بیابند

 

 

 

این سی و یك روز جادویی را امتحان كنید 

 

 روز اول
از كارهایی كه ناچاری انجام دهی لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر می كند و نمی گذارد كار را درست انجام دهی.
اما اگر با موفقیت مانند یك دوست رفتار كنی.
مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.


روز دوم
سعی كن كارهایت را از صمیم قلب انجام دهی.
نه به صرف این كه ناچاری انجام دهی.
باید به كارت ایمان داشته باشی.
یك جریان آب ضعیف ، تنها نیمی از باغچه را آبیاری می كند.


روز سوم
همه چیز را همانطور كه هست بپذیر.
خواستن تنها، چیزی را تغییر نمی دهد.
خواستن، باد را از وزیدن باز نمی دارد و برف را به آب نبات تبدیل نمی كند.
اگر می خواهی چیزها را بهتر از خودشان تبدیل كنی، با آنها همان گونه كه هستند مواجه شو.


روز چهارم
تمرین كن تا از درون شاد باشی.
اجازه نده دیگران برای شاد كردن تو تصمیم بگیرند.
خودت رئیس كارخانة شادی سازی باش.


روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفیدی كه در آسمان است، آزاد كن.
تلاش كن، اما نتایج كار را واگذار تا با هم كار بیایند
برای ابر چه فرقی می كند باد از كدام سو بوزد.
چرا وقتت را برای چیزی كه در كنترل تو نیست، تلف می كنی؟


روز ششم
وقتی تصمیم به انجام كاری می گیری،
از خود نپرس : من چه می خواهم ؟
بلكه بپرس : چه كاری به نفع همه است ؟
اگر به فكر منافع دیگران باشی، دیگران در كنارت كار خواهند كرد و كمكت خواهند كرد تا موفق شوی..

روز هفتم
هنگام تصمیم گیری ابتدا نباید بپرسی، از این كار چه نفعی عایدم خواهد شد؟
پرسش درست این است كه : چه كاری به نفع همه است؟
خانه زمانی مستحكم خواهد شد كه همة دیوارهایش استوار باشند.


روز هشتم
وقتی كار به مشكل می خورد، نه دیگران را سرزنش كن و نه خود را،
انسان وقتی شنا یاد می گیرد كه از فرو رفتن در آب نترسد.


روز نهم
برای موفقیت در هر كار،
باید ابتدا تصویر واضحی از نقشة كار داشته باشی.
آن گاه، همان طور كه در باد شدید، نخ بادبادك را محكم نگه می داری،
باید هدفت را هم به همان محكمی نگه داری.


روز دهم
اگر طرحی در عمل مشكل تر از آن شد كه فكر می كردی،
دلسرد نشو.همه چیز این دنیا همین طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.
لاجرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما توخالی.


روز یازدهم
مشكلات ما را قوی و به سمت
پیروزی های بزرگ تر هدایت می كنند.
كوهنوردی آسان نیست، اما منظره ای هم كه
از قله كوه دیده می شود، بسیار زیباست.


روز دوازدهم
اراده ات را قوی كن.
خود را وارد به انجام كارهایی كن كه برایت مشكل اند.
سپس آنها را با جدیت انجام بده.
بعد از مدتی خواهی دید كه اراده ات همانند
گرزی فولادی سخت و درخشان شده است.


روز سیزدهم
با انرژی كامل روی كارهایت تمركز كن.
شیشه های رنگی كلیسا، هنگام عبور نور از آنها
بسیار زیبا و درخشان می شوند.
كارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی،
شفاف و زیبا خواهند شد..


روز چهاردهم
هنگامی كه قصد انجام كاری را داری، از خود نپرس :
دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام داده اند ؟
بلكه بپرس : چگونه می توانم آن را درست و به بهتـــــــــرین وجه ممكن انجام دهم.
این را بدان كه همواره حقیقتی تازه در انتظار كشف شدن است.
بدون احساس وجود این حقایق، كریستف كلمب
هرگز به آمریكا نمی رسید و گراهام بل تلفن را اختراع نمی كرد.


روز پانزدهم
هر كاری را با جان و دل انجام بده.
اگر شعاع انرژی ات را مانند ذره بینی كه نور خورشید را متمركز می كند،
روی موانع تمركز دهی،
هر مانعی كه سر راهت باشد خواهد سوخت.


روز شانزدهم
امروز را آغازی تازه بدان.
چرا به چیزی كه دیروز اتفاق افتاده، یا انجام شده فكر می كنی؟
زندگی رودخانه ای است كه مدام به سمت آینده در جریان است.
هیچ قطره ای از آن دوبار از زیر یك پل رد نمی شود.
كار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه.


روز هفدهم
افكار و رویاهایت را بسط بده.
هنگامی كه در بیرون چمنزاری پهناور است
كه از هر سو تا افق امتداد دارد.
چرا خود را در آغل حبس كنی.


روز هجدهم
نگذار افكار و ذهنیاتت به صورت عادت درآیند.
سعی كن هرگز در جا نزنی...هر روز از زاویه ای تازه به كارها نگاه كن.
زندگی یك صحنة پر از ماجراست.
به اطرافت نگاه كن: نشانه های زیبایی وجود دارند كه به كشفیات تازه اشاره می كنند.


روز نوزدهم
مهم ترین چیز احساسی است كه نسبت به كارت داری.
وجود رنگ های تیره در یك تابلوی نقاشی.
نشانة افسردگی نقاش آن تابلوست.
رنگ های روشن، حاكی از وجود روشنایی و انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست.
هر كاری را با شادی انجام بده، تادیگران را هم شاد كنی.


روز بیستم
زندگی مثل یك تاب است كه هم می تــــــــــواند سرگرم كننده باشد و هم حال به هم زن.
اگر هر بار كه تاب می خوری احساس شگفتی كنی،
لذت تاب خوردن را احساس خواهی كرد.
در زندگی هم هر بار كه كاری را انجام می دهی،
از انجام آن شگفتی احساس كن.


روز بیست و یكم
حرف حق را بپذیر و كاری به گویندة آن نداشته باش.
مثلاً اگر بوی دود را احساس می كنی و طوطی ات فریاد بزند كه :
خانه آتش گرفت!
آیا به مهمانهایت خواهی گفت :
این طوطی نمی فهمد چه می گوید؟


روز بیست و دوم
عقاید را با حقایق اشتباه نكن.
حقیقت مانند دانة بادام است،
و عقاید پوستة آن دانة بادام هستند.
اگر به دنبال حقیقت هر چیز هستی،
باید پوسته را بكنی، تا خود دانه را ببینی.


روز بیست و سوم
قبل از انجام هر كار مهمی، اول ببین
چه احساسی نسبت به انجام آن داری.
آیا آن كار را مهم می دانی؟ آیا واقعی به نظرت می رسد؟
آیا به دیگران كمك می كند؟


روز بیست و چهارم
هنگام غلیان احساسات، هیچ تصمیم مهمی نگیر.
در این صورت اشتباه خواهی كرد.
اول درونت را آرام كن.
ذهن مانند یك دریاچه است.
هنگام غلیان احساس، دریاچه مواج است.
دریاچه هنگامی نور ماه را منعكس می كند كه آرام باشد.


روز بیست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشكلی یادت باشد كه حتماً راه حلی وجود دارد.
زیرا هر چیز با جفتش به وجود می آید.
بعد از هر سقوطی ، صعودی و بعد از هر شبی، روزی وجود دارد.
ذهنت را روی راه حل ها متمركز كن.
برای بیرون آمدن از یك اتاق باید در را پیدا كنی،
نه این كه به دیوارها فكر كنی.


روز بیست و ششم
همواره از نعمتهایی كه زندگی به تو بخشیده است،
شاد باش و به خاطر آنچه كه نداری گله مند نباش.
ساختمان با سنگ هایی ساخته می شود كه در دسترس اند،
نه با سنگ های حیاط خانة دیگران.


روز بیست و هفتم
سعی كن مثل ماشین خرابی كه خاموش نمی شود،
دائماً در حال عذرخواهی نباشی.
با این كار توجه دیگران را به اشتباهاتت جلب خواهی كرد.
تلاش كن كه بهترین را انجام دهی.
آن گاه لبخند بزن و حركت كن.
تنها خداوند كامل است.


روز بیست و هشتم
هر كار خیری كه در این دنیا انجام دهی،
بیش از هر كس به خودت كمك خواهد كرد،
به تو قدرت و انرژی و درك بیشتر خواهد بخشید.
اگر خودت نقاشی كنی،
دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد..
ضمن آنكه در حین كار
تجربه ات هم در نقاشی بیشتر شده است.


روز بیست و نهم
برای عمل كردن از درونت فرمان بگیر.
برای تفكر از درونت راهنمایی بجو.
زیرا درك و آگاهی را باید دریافت كنی
و نمی توانی خودت خلق كنی.
زمین هنگامی گرم می شود كه
به سمت خورسید متمایل باشد.


روز سی ام
هر چیز كه راست و درست باشد،
به نفع تو و دیگران خواهد بود.
خداوند بهتر از هر كس می داند كه
چه چیز به تو شادی واقعی می بخشد.
آیا یك گیاه می فهمد كه باد، آن را تقویت می كند
یا باران ملال آور باعث
رشد گل های زیبا می شود.


روز سی و یكم
هرگز مغرور نشو،
زیرا غرور میكروبی كشنده است.
غرور به تدریج عقل را زایل می كند
و باعث می شود هیچ كاری را بدرستی انجام ندهی


شنبه 28 اسفند 1389 | نظرات ()

سیزده نکته برای زندگی

سیزده نکته برای زندگی

از گابریل گارسیا مارکز، نویسنده معروف کلمبیایی و برنده جایزه نوبل در ادبیات


یک :
دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم

دو :
هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین لیاقتی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود

سه :
اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

چهار :
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد و قلب تو را لمس کند

پنج :
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید

شش :
هرگز لبخند را ترک نکن، حتی وقتی ناراحتی چون هر کس ممکن است عاشق لبخند تو شود

هفت :
تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی

هشت :
هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران

نه :
شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی

ده :
به چیزی که گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن

یازده :
همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی

دوازده :
خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را میشناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد

سیزده :
زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری



جمعه 27 اسفند 1389 | نظرات ()

(تعداد کل صفحات:44)      1   2   3   4   5   6   7   ...  


موضوعات

عشقولانه

دانلود

عکس

آموزشی

خبر

داستان

مذهبی

طنز و سرگرمی

کامپیوتر

روانشناسی

هنر

متنوع

پیوندهای روزانه

دانلود کتاب های صوتی

مطالب اخیر

زوج خوشبخت

یــــک تـسـت روانشناسی مهم!

سنجش عملکرد

انیشتین و راننده اش

آموخته ام که ...

سی و یك روز جادویی

سیزده نکته برای زندگی

چگونه بر مشکلات عاطفی غلبه کنیم؟

موسی مندلسون

تله موش

مچ فرزندتان را موقع انجام کارهای خوب، بگیرید!

من باور دارم که..........

یوگا چیست ؟

سخنانی کوتاه اما جاودانه

راهی غیر تکراری برای ابراز عشق

آرشیو مطالب

اردیبهشت 1390

فروردین 1390

اسفند 1389

بهمن 1389

دی 1389

آذر 1389

آبان 1389

مهر 1389

نویسندگان

خسته

پیوند ها

بانک قالب های فارسی وب

قالب وبلاگ

خـــاطــره ای از یــــــاد رفـــتــــه

زن متولد ماکو - شهربانو

خودمونی - حامد

بی پروا - سارا

رویای عشق - ستاره

خلوتگاه من - باران

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0